بذر رضا قوچان نژاد دکوراسیون ازدواج عروسی

بذر: رضا قوچان نژاد دکوراسیون ازدواج عروسی طراحی شماره شلوار زندگی تصویر کمپانی

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری «خانه کاغذی» راجع به علاقه است / ستاره اسکندری

ستاره اسکندری که این روزها فیلم «خانه کاغذی» را روی پرده دارد از نقش خود، علاقه مندی جهت بازی در باعشق های کلاسیک، شرایط سینما، تلویزیون، تئاتر و چند توصیه دیگر

«خانه کاغذی» راجع به علاقه است / ستاره اسکندری

ستاره اسکندری: «خانه کاغذی» راجع به علاقه است

عبارات مهم : تئاتر

ستاره اسکندری که این روزها فیلم «خانه کاغذی» را روی پرده دارد از نقش خود، علاقه مندی جهت بازی در باعشق های کلاسیک، شرایط سینما، تلویزیون، تئاتر و چند توصیه دیگر می گوید. .

به گزارش روزنامه هفت صبح، ستاره اسکندری که این روزها فیلم «خانه کاغذی» را روی پرده دارد از نقش خود، علاقه مندی جهت بازی در باعشق های کلاسیک، شرایط سینما، تلویزیون، تئاتر و چند توصیه دیگر می گوید. کارنامه ستاره اسکندری را که وارسی می کنیم، گزینش هایش غالبا به سمت تئاتر است و در سینما به فیلم هایی بله می گوید که اصولا براساس قواعد گیشه ساخته نشده اند. نمونه تازه اش، فیلم «خانه کاغذی» مهدی صباغ زاده است.

این فیلم فارغ از کیفیت و این که اصلا آن را دوست بداریم یا نه، حرف مهمی مطرح می کند: اهمیت روشنفکری و روشنگری. اسکندری در «خانه کاغذی» یکی از این آدم ها است که البته به خاطر شرایط سخت، جلای وطن کرده و بعد از سال ها بازگشت علاقه قدیمی او و امیرعلی (پرویز پرستویی) سر باز می کند. با زن اسکندری راجع به این فیلم، علاقه مندی اش به «خانه کاغذی»، حال و روز سینما، جشنواره فجر، تئاتر، تلویزیونی و چند عنوان دیگر حرف زدیم.

در سال های اخیر باعشق هایی که در سینمای کشور عزیزمان ایران به تصویر کشیده می شوند، عمدتا راجع به علاقه های آدم های میان سال هست. علاقه کهنه ای که سر باز می کن و زندگی را جهت آدم هایی که در وسط یک رابطه هستند، دگرگون می کند. در فیلم «خانه کاغذی» هم شاهد بازگشت یک علاقه قدیمی هستیم. فکر می کنید آیا داستان های باعشق سینما زیاد به این سمت رفته اند؟
شاید اگر این پرسش را از فیلمنامه نویسان سینما بپرسید بهتر باشد. ولی به نظر من هنگامی که جریان های موجود در اجتماع به یک سمتی می رود، این ها به شکل نیاز در فیلم های سینمایی احساس می شود. شاید این روزها همه نیازمند گذشته ای هستند که با نوعی علاقه معنا پیدا می کند. علاقه های گذشته باعث حرکت می شد ولی دلبستگی های این روزها دیگر آن معنا و مفهوم را ندارد. علاقه های گذشته همراه با یک جور دلتنگی است که باعث پویایی بوده، ولی در شتاب زدگی این روزها و این سال ها دیگر مفهوم این چنینی خود را از دست داده اند. شاید به این علت است که در این سرنوشت فیلمنامه نویس ها شخصیت های فیلمنامه های خود را در شرایطی قرار می دهند که به علاقه های سابق خود بر می گردند.

نقش مینو در فیلمنامه «خانه کاغذی» چه فاکتورهایی داشت که این کاراکتر را پذیرفتید؟
اصولا هر چیزی که به طور مستقیم بیان نشود را دوست دارم. فیلمنامه منزل کاغذی متفاوت بود و بُعد داشت. به این مفهوم که فقط راجع به ارتباط یک زن و مرد نبود و همزمان جایگاه اجتماعی ای که این افراد داشتند را هم در بر می گرفت و در قالب یک باعشق اتفاقی اجتماعی پیش می آمد. در فیلم های این روزهای سینمای کشور عزیزمان ایران غالبا شرایط آدم ها از نظر جایگاه اجتماعی رصد می شود و یا برعکس آن روابط زن و مرد، عاشق و معشوق، پدر و دختر و… به صورت مستقیم به نمایش در می آید. فیلمنامه این کار جهت من بعد داشت و یک احساس درونی باعث یک حرکت بیرونی می شد و این به نظرم خیلی جالب است.

«خانه کاغذی» به نوعی ادامه ای بر «خانه خلوت» است که جزو عالی ترین کارهای مهدی صباغ زاده به حساب می آید. با علم به آن این پیشنهاد را پذیرفتید؟
نمی دانم که این کار ادامه «خانه خلوت» هست، ولی می دانم که هر دوی این فیلم ها در کارنامه آقای صباغ زاده زیر یک آسمان نفس می کشند. من خیلی کوچک بودم هنگامی که فیلم منزل خلوت را دیدم ولی هنوز صحنه هایی از آن در ذهن من مانده. اصولا گرفتار شدن نویسنده در یک چارچوب منزل و در یک انزوا، هر لحظه ذهن من را مشغول می کند و در منزل کاغذی هم وجود دارد.

به نظر شما «خانه کاغذی» توانسته ادای دینی به روزنامه نگاران کند؟
من گاهی با کلماتی مانند ادای دین مسئله دارم، چون هنگامی که این طوری می گوییم انگار سفارشی در کار بوده که براساس آن این کار صورت گرفته هست. در صورتی که «خانه کاغذی» زندگی یک روزنامه نگار را که سوای جاه طلبی ها در یک جامعه سیاست زده کار می کند، نشان می دهد. من خیلی قاضی خوبی نیستم چون هنگامی که بخشی از یک کار را برعهده دارم و در آن بازی می کنم، نسبت به آن با عرق خاصی صحبت می کنم. بنابراین باید این پرسش را از روزنامه نگاران بپرسید که آیا احساس همذات پنداری دارند یا نه؟ به عنوان کسی که از دور نگاه می کنم این فیلم اتفاق میمون و مبارکی است چون در تمام این سال ها انگار نه انگار که شغل روزنامه نگاری اصلا وجود داشته و کمتر فیلم دیدم که به آن پرداخته شده است باشد. این که کیفیت این فیلم در پرداخت به دنیای روزنامه نگاران چه حد کیفیت دارد، واقعا صاحب نظر نیستم.

«خانه کاغذی» راجع به علاقه است / ستاره اسکندری


بعضی ها معتقدند که هنگامی که فیلمی در جشنواره ملی فجر نشان داده می شود، همه نقدها و حرف ها راجع به آن زده می شود و در وقت اکران عمومی از حجم هیجانات کاسته می شود و این به فروش فیلم ضربه می زند. فیلم «خانه کاغذی» در جشنواره سال گذشته اکران نشد و یک نمایش در جشنواره جهانی داشت و بدون هیچ پیش زمینه ای وارد تناوب اکران شد. به نظرتان این بر روی فروش آن تاثیر داشت؟
خوب بودن یا خوب دیده شدن فیلم لزوما به جشنواره بستگی ندارد. راجع به علاقه های قدیمی پرسیدید، باید بگویم واقعا جشنواره هم جشنواره های قدیم، چون اتفاق هایی که در سال های گذشته می افتاد و می توانست به فروش فیلم ها کمک کند، یک اتفاق کیفی بود که به لحاظ گزینش ها و داوری می افتاد. در این چند سال اخیر اتفاقات عجیبی در جشنواره ها افتاده که بیش از کارشناسی، به سلیقه نزدیک شده است ایم. از منظر مردم و تماشاچی های سینما الان ممکن است با انواع و اقسام گروه تحریریه سایت ها رو به رو باشیم و چرایی وجود این جوایز برایم پیش می آید که اصلا آیا یک فیلمی بسیار دیده شده است ولی هنگامی که اکران می شود شاید اینقدر جوایز مشمول بر حالش نمی شده. این ضعف ها جهت تماشاگران حرفه ای و حتی تماشاگران عادی سینما مشخص شده.

آنها فهمیده اند که لزوما تعداد گروه تحریریه سایت نشان دهنده کیفیت فیلم نیست. همچنین با واقعیت فیلم ها در بحث فروش مواجهه شده است اند که با عواملی که در آن دخیل هستند، دیده شدن یا نشدن در جشنواره واقعا خیلی دور است از بحث فروش؛ هنگامی که پخش کننده فیلم، تعداد سانس ها و کمدی بودن و نبودن یک کار زیاد از به تفکر واداشتن یک فیلم در فروشش اهمیت دارد. باید به عقب تر بازگشت و دید الان نیاز جامعه چیست؟ حتی قاعده سوپراستارها هم دیگر صادق نیست چون به کف فروش هم نمی رسند. کلا با دنیای آشفته ای رو به رو هستیم.

چقدر نقش حوادث اخیر را در کم کردن فروش فیلم ها موثر می دانید؟
وقتی یک پخش کننده خوب دارید همه چیز مهیا است جهت این که اکران موفقی داشته باشید، بعد یک اتفاقی در کشور می افتد که بودن بازیگر تو را بر پرده سینما یا صحنه تئاتر دچار اختلال می کند. هنگامی که شرایط خاص پیش می آید مخاطب دچار ریزش می شود. هنگامی که محدوده زمانی تعریف شده است جهت کار من، اول تا آخر دی ماه است و دقیقا در همان وقت حوادثی در کشور رخ می دهد و آمار فروش تصمیم گیرنده است که کار تو بر پرده بماند یا نه. بنابراین شرایط خیلی پیچیده تر از این حرف ها است که بتوانیم بگوییم الگویی وجود دارد و جهت فیلم خوب مختصاتی در نظر بگیریم. اصولا سینمای ما روی امواجی در حرکت است که گاهی پایین می رود و گاهی به بالاترین نقطه خود می رود و هیچ قاعده ای ندارد.

این غیرقابل آینده نگری بودن، شما را به عنوان کسی که در این جامعه سینمایی زندگی و کار می کنید اذیت نمی کند؟ احساس این که هیچ چیزی دست خودتان نیست.
از نظر من در کشور عزیزمان ایران فروش فیلم هیچ ربطی به کیفیت فیلم ندارد. من نه تهیه کننده سینما هستم و نه حتی کارگردان، فقط بازیگر صرف هستم. چه بسیار فیلم هایی که از لحاظ فروش در درجه بسیار بالایی هستند ولی از نظر کیفیت واقعا در جایگاه پایینی قرار دارند. رسالتی که من جهت سینما قائل هستم این است که فروش هیچ ربطی به کیفیت ندارد. البته نه به این معنی که هر فیلمی که خوب فروش می کند از ارزش برخوردار نیست منظورم برعکس این هست. چیزهایی که در سینما از گذشته من را آزار می داد و حالا با گذشت سالیان آن را پذیرفته ام، خیلی پیچیده تر از بحث فروش هست. اصلا قبل از ساخت یک فیلم، این که چه کسانی محق هستند که سینما را هدایت می کنند،

چه نوع سیاست گذاری وجود دارد که سینمای ما را از اندیشه دور کرده و به بازار نزدیک کرده هست، چه جنس از قهرمان پروری ها به وسیله دنیای مجازی دارد اتفاق می افتد و… ولی فقط به عنوان یک عضو کوچک می ایستم و نگاه می کنم، چه شد که سطح سلیقه ما اینقدر پایین آمده. یادم است در جشنواره های وقت نوجوانی ما هنگامی که برف بسیار شدیدی در زمستان ها بود، ساعت ها صف جشنواره ها جهت دیدن فیلم های رخشان بنی اعتمادها، ناصر تقوایی ها، بهرام بیضایی ها و… شکل می گرفت. بنابراین تهی شدن از اندیشه مسئله خیلی بزرگتر است که سینما با آن درگیر است.

به عنوان بازیگری که در این سال زیاد در صحنه تئاتر فعال بوده هست، این آفت دامن تئاتر را هم گرفته؟
در روزگاری که فساد ما دارد روح همه چیز را تحت الشعاع قرار می دهد، این اتفاق در هر زمینه ای اجتناب ناپذیر هست، خواه در سینما و خواه در تئاتر. تئاتر هم دچار اختلال شده است هست. ما با یک اتفاقاتی پیش رفتیم و به عنوان نمونه دولت جریان تئاتر شخصی را به ما واگذار کرد ولی در این مسیر تنها بودیم. در صورتی که باید گام به گام با ما پیش می آمد تا این جریان پخته شود. این روزها همه چیز شبیه هم شده. سینما، تئاتر و تلویزیون فرقی ندارد.

در تلویزیون که شاهد سریال هایی هستیم از نظر کمی بسیار اوج و از نظر کیفی نازل. هنوز سریال های دهه های گذشته به عنوان مجموعه های تلویزیونی به یاد همه می آید. جهت من این طور تعریف شده است که اقتصاد در حال غلبه کردن به هنر هست. الان سینما و تئاتر یک بخشی از اقتصاد شده است است و این بسیار جهت من دردناک هست. من جهت تخصصی کارکردن در بازیگری بسیار تلاش کردم ولی میبینیم که امروز باید مثل یک بیزینس من به همه چیز نگاه کنم.

نوبت سوژه شدن
کدام فیلم ها براساس حرفه خبرنگاری ساخته شده است اند؟ کدام یک تصویری ملموس از این قشر نشان دادند؟ بعضی از فیلم ها را می توان نام برد که در هر کدام ردی از خبرنگارها گرفته شده؛ از جمله «تاراج» مرحوم ایرج قادری، «قرمز» فریدون جیرانی، «دندان مار» مسعود کیمیایی، «نارنجی پوش» داریوش مهرجویی، «زندگی خصوصی» محمدحسین فرح بخش، «آقای رییس جمهور»، ابوالقاسم طالبی و… با این حال پنج فیلم هستند که درام آن ها بر پایه حرفه خبرنگاری بنا قرار داده شده است هست. بعضی نسبت به دیگران موفق ترند ولی هنوز فیلمی که به تمام معنا حق مطلب را راجع به خبرنگاری در کشور عزیزمان ایران ادا کند، سراغ نداریم.

کلوزآپ؛ عباس کیارستمی

ستاره اسکندری که این روزها فیلم «خانه کاغذی» را روی پرده دارد از نقش خود، علاقه مندی جهت بازی در باعشق های کلاسیک، شرایط سینما، تلویزیون، تئاتر و چند توصیه دیگر

داستان فیلم: عباس کیارستمی «کلوزآپ» را براساس یک داستان واقعی ساخته. حسین سبزیان به خاطر شباهت به محسن مخملباف از سوی خانواده ای به نام آهن خواه مورد توجه قرار می گیرد. آن ها کارگردان بدلی را به منزل دعوت می کنند و سبزیان آرام آرام باورش می شود، فیلمساز هست. حتی کار به تمرین فیلم با خانواده آهن خواه کشیده می شود ولی دست سبزیان به وسیله یک خبرنگار رو می شود.

نقش خبرنگار: قصد عباس کیارستمی از ساخت «کلوزآپ» روایت یک داستان واقعی و تحلیل جامعه شناسانه آن بوده که در نگاه اول سینما سوژه آن هست. با این حال نقش خبرنگار در افشای یک کلاهبرداری جایگاهی خاص در فیلم می یابد. حسن فرازمند نقش خبرنگار را بازی می کند.

سرب؛ مسعود کیمیایی

داستان فیلم: «سرب» داستان یک زوج یهودی (دانیال و مونس) است که قاتل یعقوب را می شناسند ولی از روی وحشت قصد فرار دارند. در این میان محسن متهم است و به زندان افتاده و نوری، برادر محسن هرجور شده است این دو زوج را جهت شهادت بی گناهی برادرش به دادگاه می آورد. در نهایت هم در برابر سوءقصد به جان دانیال، خود را فدا می کند و دانیال در دادگاه حکم به بی گناهی محسن می دهد.

نقش خبرنگار: مسعود کیمیایی وارد جزییات زندگی حرفه ای یک خبرنگار نمی شود بلکه جهت او شأن روشنگری قائل هست. زنده یاد هادی اسلامی در فیلم «سرب» نقش خبرنگار را بازی می کند و به جای این که درگیر پرسشها حرفه ای باشد، در اندیشه نجات برادر بی گناه خود است.

پارتی؛ سامان مقدم

داستان فیلم: امین تصمیم دارد وصیت نامه برادر شهیدش حسین را در روزنامه چاپ کند ولی با مخالفت، ترساندن و کتک رو به رو می شود. در نهایت به زندان می افتد و پی می برد عمویش جهت پیروزی در انتخابات مجلس، متن وصیت نامه خود را به دست آورده و بعد از متهم ساختن امین به نشر اکاذیب صاحب شهرت شده. امین بعد از آزادی به وسیله مخالفین کشته می شود.

نقش خبرنگار: سامان مقدم «پارت» را سال 79 ساخت؛ درست در سال هایی که فیلم های کنایی به شرایط جامعه زیاد ساخته می شد. او جهت نیش زدن به سوءاستفاده کنندگان، از یک خبرنگار جهت نقش مهم فیلم استفاده کرد و تصویری درست از رسالت خبرنگار به تصویر کشید. این نقش را علی مصفا بازی کرد.

یک روز بخصوص؛ همایون اسعدیان

«خانه کاغذی» راجع به علاقه است / ستاره اسکندری

داستان فیلم: «یک روز بخصوص» راجع به مرد خبرنگاری است که جهت پیوند عضو خواهرش با شرایط سخت رو به رو است و در دوراهی مانده. او از یک طرف مسئله مالی دارد و از آن سو اگر پیشنهاد را قبول کند، موقعیت خودش در خطر است آیا که تا حالا نقش افشاگر داشته و هیچ رشوه ای قبول نمی کرده ولی حالا زیر تیغ است.

نقش خبرنگار: همایون اسعدیان چند مفهوم را در فیلمش دنبال کرده، از چالش اخلاقی جامعه تا فسادی که در بعضی شرکت ها رخنه کرده. او خبرنگار را قشری متعهد می بیند که هم نقش افشاگرانه دارد و با فساد مبارزه می کند و هم از نظر اقتصادی شرایط او سخت هست. «یک روز بخصوص» از این منظر موفق عمل می کند و ضعف آن روابط غیرقابل باور تحریریه روزنامه است.

یک سطر واقعیت؛ علی وزیریان

داستان فیلم: یک زوج مطبوعاتی (حسین یاری و مهراوه شریفی نیا) به خاطر شرایط جامعه، گران شدن کاغذ، فروش نرفتن مجله و پرسشها اقتصادی که گریبان ارزش را گرفته، دچار بحران شده است اند. در این گیر و دار از خارج از کشور تلفنی به مرد می شود که حاوی یک پیشنهاد وسوسه کننده هست. او همه وسایل را می فروشد و به همراه همسر به ترکیه می رود و متوجه می شود سرش کلاه رفته!

نقش خبرنگار: در فیلم علی وزیریانِ خبرنگار، آدمی ابله ترسیم می شود که با وجود نشانه های آشکار، فریب پیشنهادی وسوسه انگیز را می خورد. «یک سطر واقعیت» قرار بوده هشداری باشد جهت ماجرای جذب خبرنگاران داخلی ولی نه تنها موفق نیست که خیلی ها آن را ضدروشنفکری دانستند.

ستاره اسکندری که این روزها فیلم «خانه کاغذی» را روی پرده دارد از نقش خود، علاقه مندی جهت بازی در باعشق های کلاسیک، شرایط سینما، تلویزیون، تئاتر و چند توصیه دیگر

واژه های کلیدی: تئاتر | سینما | داستان | داستان | سینمای | جشنواره | خبرنگار | روزنامه | سینمایی | روزنامه نگار

«خانه کاغذی» راجع به علاقه است / ستاره اسکندری

«خانه کاغذی» راجع به علاقه است / ستاره اسکندری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz